عشق، فراموش كردن خود در وجود كسی است كه همیشه و در همه حال ما را به یاد دارد.
خوش آمدید - امروز : چهارشنبه ۲۹ دی ۱۳۹۵
خانه » مطالب ویژه » آشنایی با حجه الاسلام قاسمیان

اطلاعیه سایت

آشنایی با حجه الاسلام قاسمیان

آشنایی با حجه الاسلام قاسمیان

آشنایی با حجه الاسلام قاسمیان

گفت‌وگو با حجت‌الاسلام قاسمیان:

مؤمن باید به محرومان رسیدگی کند

http://ofoghfun.com/wp-content/uploads/2016/08/breadcrump-10.gifhttp://ofoghfun.com/wp-content/uploads/2016/08/breadcrump-10.gif در یک‌سال اخیر، رهبر انقلاب سه جلسه‌ی چندین ساعته با مسئولین عالی‌رتبه‌ی نظام پیرامون موضوع «آسیب‌های اجتماعی» برگزار کردند. تأکید بر لزوم توجه به معضلات اجتماعی و اهتمام برای حل آن‌ها از اصلی‌ترین توصیه‌های رهبر انقلاب به مسئولان کشور بوده است. بر همین اساس ایشان در یکی از این جلسات، مردم را عائله‌ی مسئولان دانستند و پیرامون نحوه‌ی برخورد با آسیب‌های اجتماعی فرمودند: «ما باید به این قضیه در سطح جامعه حساس باشیم و به فکر علاج باشیم… ما در واقع اهتمام‌مان به وضعیت مردم مثل اهتمام‌مان به داخل خانواده‌ی خودمان باشد.» به‌منظور آگاهی از چگونگی وضعیت مشکلات اجتماعی و نحوه‌ی صحیح پاسخگویی به آن، با حجت‌الاسلام غلامرضا قاسمیان، مدیر حوزه علمیه‌ی مشکات و مسئول قرارگاه جهادی امام رضا علیه‌السلام به گفت‌و‌گو نشستیم. بخش‌های مهم این گفت‌وگو به شرح زیر است:

پس از انقلاب تغییر شرایط به‌گونه‌ای بود که انگار همه‌چیز تمام است و تنها انقلاب و نهادهای حاکمیتی مسئول رسیدگی به همه‌ی امور هستند. این شرایط تا جایی ادامه پیدا کرد که امروز شما وقتی یک فرد یتیم می‌بینید، احساس می‌کنید تا وقتی بهزیستی وجود دارد، من کاری نباید بکنم یا وقتی فقیری می‌بینید احساس می‌کنید وظیفه ی اصلی با کمیته‌ی امداد است، نه شما. همچنین همه‌ی واحدهای مردمی ابتدای انقلاب تبدیل به ارگان‌های رسمی شد. حتی بسیج مردمی مستضعفین به یک نهاد رسمی تبدیل شد و شکل و روش اداری به خود گرفت. به همین دلیل آن احساس مشارکت ابتدای انقلاب در مردم کم‌رنگ شد و کاهش یافت.

احساس مشارکت مردمی هنگامی که وجود داشته باشد، علاوه بر اینکه مشکلات به بهترین شکل ممکن توسط خود مردم حل می‌شود، آثار فرهنگی بسیار مثبتی برای مردم دارد. به‌طور مثال، در اردوهای جهادی، غیر از خدماتی که جهادگر به محرومین می‌رساند، شخصیت فرد جهادگر رشد می‌کند و به کمال نزدیک می‌شود.

برای اجرایی کردن این روش، نیاز است تا محله‌ها با تعریف اصیل خود دوباره احیا شوند؛ یعنی همان چیزی که دین از آن با عنوان نظام همسایگی یاد کرده است، باید احیا شود و همسایه از حال همسایه باخبر باشد. اتفاقاً بنده اخیراً صحبتی از حضرت آقا شنیدم که مربوط به سال‌های قبل بود. ایشان به‌شدت روی همین بحث همسایگی تأکید می‌کنند. برای برپایی فرایند اخوت اسلامی، در ابتدا نیاز است تا روابط همسایگی احیا شود. این موضوع نیاز به یک شبکه‌ی اجتماعی حقیقی دارد و طبیعتاً مساجد تعبیه شده‌اند برای همین کار.

آسیب‌های اجتماعی مشکلاتی هستند که بی‌تردید در بسیاری از مواقع بر سیاست نیز ارجحیت دارند. پس انقلابی بودن نباید تنها در عالم سیاست معنی شود. جناح مؤمن انقلابی همواره باید نگران و دغدغه‌مند و عامل حل نارسایی‌های اجتماعی باشد. همه‌ی ما باید این احساس را داشته باشیم که در اموالمان حقی برای محرومان است. می‌فرماید: «وَفِی أَمْوَالِهِمْ حَقٌّ لِلسَّائِلِ وَالْمَحْرُومِ». این تفکر باید به وجود بیاید که من اگر مؤمن هستم، باید به محرومان رسیدگی کنم. اگر رسیدگی نمی‌کنم، پس چه مؤمنی هستم؟ این تفکر و روحیه باید در ما به وجود بیاید. ما نیاز داریم تا حرکت خدمات اجتماعی به یک الگو تبدیل شود و هر کسی در هر حرفه‌ای به این حرکت بپیوندد. مثلاً آن‌طور که بنده شنیده‌ام، حدود سه هزار نفر در انتظار هستند تا جزء خدام حرم امام رضا علیه‌السلام شوند. من پیشنهاد می‌کنم این افرادی که دوست دارند خادم امام رضا علیه‌السلام شوند، هرکدام با هر حرفه و شغلی که دارند، بیایند در طول سال، مدت‌زمان محدودی رایگان به محرومین و آسیب‌دیدگان خدمت کنند. اگر دندان‌پزشکی یک ماه در سال نیازمندان را رایگان به نیت خدمت به امام رضا درمان کند یا دکتر دیگری با تخصص دیگر چنین کند، می‌بینید که چه حرکت بزرگ و مفیدی آغاز خواهد شد. تصور کنید اگر این سه هزار نفر چنین حرکتی انجام دهند، چه گشایشی می‌شود.

ائمه درباره‌ی خدمات اجتماعی می‌فرمایند: «کذلک حببونا الی الناس». عرصه‌ی خدمات اجتماعی، محبوبیت‌آفرین است و اتفاقاً ائمه سفارش کرده‌اند که با کار در این عرصه، آن‌ها را در جامعه محبوب‌تر کنیم. به‌طور مثال، در اردوهای جهادی شاهد هستیم که گروه جهادگری که برای کار وارد منطقه‌ی محرومی می‌شود تا چه‌اندازه بین مردم آن منطقه محبوبیت پیدا می‌کند، زیرا مردم می‌فهمند و می‌بینند که عده‌ای بدون کوچک‌ترین چشمداشت و دریافت هزینه‌ای، حاضر می‌شوند به خودشان سختی دهند و در گرما یا سرما تن خود را به زحمت بیندازند تا محرومیتی از مردم کم کنند.

حکومت اسلامی به‌واسطه‌ی عناصری حکومت اسلامی است که در صورت نبود آن‌ها، این حکومت از اسلامی بودن خارج می‌شود. دقیقاً سفارشی که امیرالمؤمنین علیه‌السلام برای حاکمان اسلامی دارند، حل مسائل اجتماعی و مبارزه با فقر مردم است. فقر عمده‌ترین زمینه‌ساز مشکلات اجتماعی است. این نکته خیلی قابل توجه است که چرا خارج از کشور برای بعضی از مردم تا این اندازه جذاب است؟ مهم‌ترین دلیل این امر، میزان خدمات اجتماعی است که در این کشورها به مردم داده می‌شود، وگرنه این کشورها نه دارای فرهنگ غنی و نه دارای ارزش‌های والای انسانی و معنوی هستند.

پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم می‌فرمایند: «الخلق عیال الله». این مردم که عیال خداوند هستند، امانتی در دست حکومت اسلامی محسوب می‌شوند. در حقیقت، حرفی که رهبر انقلاب زدند، مستندات دینی و روایی دارد.

من نکته‌ای را یادآور می‌شوم که در زندگی حضرت آقا دیدم. امیرالمؤمنین علیه‌السلام سفارشی دارند به حاکمان اسلامی و آن این است: «إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى فَرَضَ‌ عَلَى أَئِمَّهِ [الْحَقِ‌] الْعَدْلِ‌ أَنْ یُقَدِّرُوا أَنْفُسَهُمْ بِضَعَفَهِ النَّاسِ‌ کَیْلَا یَتَبَیَّغَ بِالْفَقِیرِ فَقْرُه‌». یعنی حاکم اسلامی خودش را باید با ضعفای مردم قیاس کند تا اینکه فقیر از شدت فقر از پا درنیاید. یعنی فقر، فقیر را زمانی از بین می‌برد که همدردی با او از بین برود. همدردی به‌معنی گریه کردن با او نیست؛ یعنی اینکه اگر چیزی برای فقیر فراهم نیست، برای حاکم نیز نباشد. یعنی حاکم از حال فقرا باخبر باشد، نه به‌واسطه‌ی گزارش، بلکه به‌واسطه‌ی تجربه. یکی از مزایای حرکت‌های جهادی که حضرت آقا فرموده‌اند، همین درک عینی مشکلات است.

شهید بهشتی سفارشی داشتند که کسانی که نمی‌توانند مانند توده‌ی مردم زندگی کنند، نباید در جمهوری اسلامی مسئولیت بپذیرند. سال‌های پیش طرحی بود که محل زندگی حضرت آقا را تغییر دهند و ایشان را به محل خوش‌آب‌وهوایی در تهران ببرند، اما ایشان قبول نکردند و تأکید داشتند که در میان مردم باید زندگی کنند. این حرکت آقا به همه‌ی مسئولین پیام می‌دهد که شما هم در بین مردم زندگی کنید و خودتان را تا این اندازه از مردم جدا نکنید. این فرهنگ غلطی است که باید اصلاح شود.

گفتاری از حجت‌الاسلام و المسلمین قاسمیان

سفر به قطعاتی از بهشت

حجت‌الاسلام‌‌و‌المسلمین غلامرضا قاسمیان، یکی از پیشکسوتان اردوهای جهادی و از شخصیت‌های محبوب در بین فعالین این عرصه است. او که علاوه بر تدریس در حوزه‌ها‌ی علمیه، علاقه و دغدغه‌ی ویژه‌ای در موضوع اردوهای جهادی دارد، در گفتار ذیل به بیان چند نکته‌ی مهم و ضروری برای اردوهای هجرت ‌پرداخته است. حاج‌آقای قاسمیان اصطلاح «مسافرت جهادی» را عنوان مناسب‌تر و دقیق‌تری برای اردوهای جهادی می‌داند. این گفتار بخش‌هایی از سخنان ایشان است که در جمع اعضای یکی از گروه‌های جهادی بیان شده است.

* تعریف و نیت مهم است
تعریفی که از اردوی جهادی ارائه می‌کنیم بسیار مهم است و طبیعتاً می‌توان از «جهادی» بهره‌های متفاوتی برد. اگر «مسافرت جهادی» را اقدامات عام‌المنفعه‌ای برای محرومین تعریف کنید، فرقی با کشورهای دیگر دنیا ندارد. اما آیا فرهنگ جهادی این است؟ اصل اقدامات برای محرومین بد نیست و حتی از حُسن سیرت فرد خبر می‌دهد، اما این‌گونه تعریف‌کردن جهادی غصه‌دار است. بعضی هستند که می‌گویند می‌خواهیم ۱۵ روز از ۳۶۵ روز سالمان، یک نوع خدماتی ارائه کنیم. یا می‌گویند می‌خواهیم خودمان را از جوّ تهران و شهرهای بزرگ خلاص کنیم. بله، محیط جهادی برای ابراز نشاط جوانی محیط بسیار خوبی است، ولی این فقط نیست. کما‌این‌که جبهه نیز محیط خوبی برای ابراز شور و نشاط جوانی بود. این نشاط می‌تواند در جبهه یا جهادی بروز پیدا کند، اما هدف عالی این‌ها نبوده و نیست.

هرکس باید کشیک نفسش را بکشد که می‌خواهد عمر و وقت خود را به چه چیزی اختصاص بدهد. گاهی می‌خواهیم احساس بدی را که به ما دست داده، در یک ۱۵ روزی جبران کنیم. به‌خصوص هنگامی که تعلقات دنیوی زیاد می‌شود و می‌خواهد آدم را روی زمین بچسباند. زن، فرزند، حیثیت اجتماعی و غیرهم برای همین است که در مقابل «اثّاقَلتُم إلی الأرض»۱ دعا می‌کند که «اللّهمّ انّی أسئلُکَ التّجافی عن دار الغرور»۲ خدایا کاری کن که حالت تجافی به ما دست بدهد که به محض این‌که به آدم گفتند بلند شو، بلند شود.

* دو ایمان و دو مؤمن
«الَّذِینَ آمَنُوا وَهَاجَرُ‌وا وَجَاهَدُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَ‌جَهً عِندَاللَّهِ وَأُولَـٰئِکَ هُمُ الْفَائِزُونَ»۳ «جهاد فی سبیل‌الله بأموالهم و أنفسهم» یعنی مجاهد هرچه دارد وسط میدان است. مؤمن جهادی قرار است این حالت را بسازد؛ همانند دوره‌ی حج که قرار نیست کسی به حج برود و بعد از آن مثل سابق عمل کند. «حَجَّ» یعنی قصد کرد؛ حاجی باید قصد تازه‌ای در او ایجاد شود. کار جهادی و کار بسیجی، کاری است که با توقع کم و کار زیاد محقق می‌شود. هزینه‌ی کم و کار زیاد معامله‌ی با خداست. کما‌این‌که شهدا جان خود را با خدا معامله کردند. شهدای ما این‌گونه بودند؛ جهادی‌های ما هم این‌گونه‌اند که یُجاهِدونَ بِأموالِهِم و أنفُسِهم. یعنی با تمام قوا آمده‌اند.

«لا یَسْتَوِی الْقَاعِدُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ غَیْرُ‌ أُولِی الضَّرَ‌رِ‌ وَالْمُجَاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ فَضَّلَ اللهُ الْمُجَاهِدِینَ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ عَلَی الْقَاعِدِینَ دَرَ‌جَهً وَکُلًّا وَعَدَ اللهُ الْحُسْنَیٰ وَفَضَّلَ اللهُ الْمُجَاهِدِینَ عَلَی الْقَاعِدِینَ أَجْرً‌ا عَظِیمًا»۴ خداوند می‌فرماید: ما مجاهدین را بر قاعدین به یک اجر عظیمی فاصله گذاشته‌ایم و این‌ها را تفضیل دادیم. این‌ها اصلاً شبیه به هم نیستند. هم بهره‌های دنیوی و هم بهره‌های اخروی‌شان با یکدیگر متفاوت است. به بهشتی هر نعمتی که می‌دهند، می‌گوید من قبلاً این را در دنیا گرفته‌ام. مشابه آن به او داده شده است.

این آیه به اعتقاد بنده آیه‌ی جهادی‌هاست؛ که دو نوع ایمان و دو نوع مؤمن را معرفی می‌کند و می‌گوید گمان مکن این دو نوع مؤمن شبیه‌ همدیگرند! یک گروه نشستگان از مؤمنین‌اند. این‌ها کسانی‌اند که هیچ ضرری نمی‌کنند. انگار ایمان‌شان هیچ هزینه‌ای ندارد. نماز می‌خوانند، روزه می‌گیرند، خیلی همت کنند خمس‌شان را هم می‌دهند. این می‌شود تعریف ایمان‌های نشسته (قاعدین من المؤمنین). خدا نمی‌فرماید این بد است، ولی اگر انسان به ایمان نشستگان عادت بکند و به این سبک ادامه دهد، اصلاً خود پروردگار به او می‌گوید تو بنشین!

می‌شود قطعاتی از بهشت را در همین مسافرت‌های جهادی دید. نشاط هست، گناه نیست. خستگی هست، اما لذت هم هست؛ چیزهایی که جمع این‌ها را با همدیگر نمی‌شود پیدا کرد. شوخی، طراوت، کار برای خدا، گریه، خنده و در عین خنده، با برگزاری یک دعای کمیل، اشک‌ها از چشم‌ها جاری می‌شود.

* خدا به کار ما احتیاجی ندارد
آن چیزی که ورای ساختن مسجد، مدرسه و … مهم است که در جهادی ساخته شود، خود آدم است. آیا در من هم چیزی ساخته می‌شود؟ آیا در من هم اتفاقی می‌افتد؟ آیا وقتی که برمی‌گردم، جور جدیدی خواهم بود؟ فکر نوینی خواهم داشت؟ یک برنامه‌ریزی و مجاهدت خاصی خواهم کرد؟ اصلاً بخشی از تعریف بحث‌های عملگی در اردوی جهادی، خودسازی است. در جایی بودن، خسته‌شدن، عرق‌ریختن، مریض‌شدن، هفته‌ی اول با شوق کار‌کردن و هفته‌ی دوم با بدن خسته و خالی کار‌کردن. این است که اندک مرضی در هفته‌ی دوم تبدیل به تمارض می‌شود. اصلاً این جهاد، جهاد خودسازی است. خدا به کار ما احتیاج ندارد. دنیا دار امتحان است.

«وَلَوْ یَشَاءُ اللهُ لَانتَصَرَ‌ مِنْهُمْ وَلَـٰکِن لِّیَبْلُوَ بَعْضَکُم بِبَعْضٍ وَالَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللهِ فَلَن یُضِلَّ أَعْمَالَهُمْ»۵ اگر خدا می‌خواست، خودش می‌توانست انتقام بگیرد؛ به جهاد شما هم احتیاجی نبود، «ولکن لِیَبلُوَ بَعضکُم بَبعضٍ» برای این‌که یک عده بروید، عده‌ای دیگر امتحان شوند. فقط همین. خواستیم امتحان کنیم که اگر بگوییم بدوید! می‌دوید؟

اگر خدا بخواهد در این منطقه آبادانی ایجاد کند، آیا نمی‌تواند؟ دست خدا که بسته نیست؛ می‌تواند. فقط بحث این است که ما را به این‌ها، و این‌ها را به ما امتحان کند. این‌ها در امتحان صبر شرکت کنند و ما در امتحان شکر. یک عده امتحان ثروت می‌دهند و یک عده امتحان فقر. یک عده امتحان صحّت می‌دهند و یک عده امتحان مرض. این‌طور نیست که خدا تحفه‌ای به عنوان جایزه به کسی داده باشد. آن‌چه که داده، وسیله‌ی امتحان است. اصلاً این‌طور نیست که کسی منّتی به گردن مردم محروم داشته باشد. منّتی بر گردن هیچ‌کس جز خودمان نداریم که خدا توفیق داده بیاییم و در این مسافرت شرکت کنیم. دعاهای این محرومین در حق ما رزق‌های «مِن حَیثُ لایَحتَسِب»۶ ماست.

* سفر به قطعاتی از بهشت
این‌که چند مسجد ساخته شده و چند خانه بهره‌برداری شده، در مقابل آن تحولی که در افراد می‌تواند رخ دهد، هیچ است. از طرفی اگر آن حوزه‌ی وجودی شخص قابلیتش زیاد شود و آن وجود نورانی‌تر شود، آن وجود همان کلمه‌ی طیبه‌ای می‌شود که قرآن فرموده: «کَشَجَرهٍ طیبهٍ اصلُها ثابت و فرعُها فِی السَّماءِ تُؤتی اُکُلَها کلّ حینٍ بإذن رَبّها»۷ یک وجودی مثل حاج‌عبدالله والی.

اولی‌الأرحام کسانی هستند که یک رحم آنها را به هم پیوند داده‌ است. این رحم جهادی است که مهاجرین و انصار را در صدر اسلام به یکدیگر پیوند داد. این‌ها اولی‌الأرحام یکدیگر هستند. فکری هم که مؤمنین جهادی را به هم پیوند می‌دهد، بسیار متفاوت از فکر مؤمنینی است که نماز و روزه‌ی خود را بجا می‌آورند و خمس و زکاتشان را هم می‌دهند، ولی مجاهدت با نفس و مالشان نمی‌کنند. این مجاهدت با نفس و مال همان راهی است که شهدا رفتند. این تفکر جهادی در هر جا یک نوع بروزی دارد. اگر در فناوری و تکنولوژی باشد، محصولش «جهاد علمی» می‌شود. اگر در سازندگی باشد، «جهاد سازندگی» را ثمر می‌دهد. در هر کاری این تفکر باشد، برکات و نتایج شگرفی را نتیجه می‌دهد.

ما بهشت را نقد می‌خواهیم؛ در همین دنیا. می‌شود قطعاتی از بهشت را در همین مسافرت‌های جهادی دید. نشاط هست، گناه نیست. خستگی هست، اما لذت هم هست؛ چیزهایی که جمع این‌ها را با همدیگر نمی‌شود پیدا کرد. شوخی، طراوت، کار برای خدا، گریه، خنده و در عین خنده، با برگزاری یک دعای کمیل، اشک‌ها از چشم‌ها جاری می‌شود. جهادی‌ای که در آن دعای کمیل و زیارت عاشورا نباشد جهادی نیست. شأن آن افت کرده است. در جهادی باید معنویت و خودسازی حاکم باشد و همه دست پر از آن بروند.

پی‌نوشت‌ها:
۱. بخشی از آیه‌ی ۳۸ سوره توبه
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا مَا لَکُمْ إِذَا قِیلَ لَکُمُ انفِرُ‌وا فِی سَبِیلِ اللَّـهِ اثَّاقَلْتُمْ إِلَی الْأَرْ‌ضِ أَرَ‌ضِیتُم بِالْحَیَاهِ الدُّنْیَا مِنَ الْآخِرَ‌هِ فَمَا مَتَاعُ الْحَیَاهِ الدُّنْیَا فِی الْآخِرَ‌هِ إِلَّا قَلِیلٌ
ای کسانی که ایمان آورده‌اید، شما را چه شده است که چون به شما گفته می‌شود: «در راه خدا بسیج شوید» کندی به خرج می‌دهید؟ آیا به جای آخرت به زندگی دنیا دل خوش کرده‌اید؟ متاع زندگی دنیا در برابر آخرت، جز اندکی نیست.
۲. فرازی از مناجات شعبانیه:
خدایا! کناره گرفتن از سرای فریب (دنیا) و بازگشت همه‌جانبه به سرای جاودانگی (عالم آخرت) را به من عطا کن»‌
۳. آیه‌ی ۲۰ سوره‌ی توبه
کسانی که ایمان آورده و هجرت کرده و در راه خدا با مال و جانشان به جهاد پرداخته‌اند نزد خدا مقامی هر چه والاتر دارند و اینان همان رستگارانند.
۴.آیه‌ی ۳۵ سوره مبارکه‌ی نساء
مؤمنان خانه‌نشین که زیان‌دیده نیستند با آن مجاهدانی که با مال و جان خود در راه خدا جهاد می‌کنند یکسان نمی‌باشند. خداوند، کسانی را که با مال و جان خود جهاد می‌کنند به درجه‌ای بر خانه‌نشینان مزیت بخشیده و همه را خدا وعده‌ی [پاداش‌] نیکو داده، و[لی‌] مجاهدان را بر خانه‌نشینان به پاداشی بزرگ، برتری بخشیده است.
۵. بخشی از آیه‌ی ۴ سوره‌ی مبارکه‌ی محمد
ذَٰلِکَ وَلَوْ یَشَاءُ اللَّـهُ لَانتَصَرَ‌ مِنْهُمْ وَلَـٰکِن لِّیَبْلُوَ بَعْضَکُم بِبَعْضٍ وَالَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّـهِ فَلَن یُضِلَّ أَعْمَالَهُمْ
اگر خدا می‌خواست، از ایشان انتقام می‌کشید، ولی [فرمان پیکار داد] تا برخی از شما را به وسیله‌ی برخی [دیگر] بیازماید. و کسانی که در راه خدا کشته شده‌اند، هرگز کارهایشان را ضایع نمی‌کند.
۶. بخشی از آیه‌ی ۳ سوره‌ی طلاق
وَیَرْ‌زُقْهُ مِنْ حَیْثُ لَا یَحْتَسِبُ وَمَن یَتَوَکَّلْ عَلَی اللَّـهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّـهَ بَالِغُ أَمْرِ‌هِ قَدْ جَعَلَ اللَّـهُ لِکُلِّ شَیْءٍ قَدْرً‌ا
و از جایی که حسابش را نمی‌کند، به او روزی می‌رساند. و هر کس بر خدا اعتماد کند، او برای وی بس است. خدا فرمانش را به انجام‌ رسانده است. به راستی خدا برای هر چیزی اندازه‌ای مقرر کرده است.آیه‌ی ۲۴ و بخشی از آیه‌ی ۲۵ سوره ابراهیم
۷. أَلَمْ تَرَ‌ کَیْفَ ضَرَ‌بَ اللَّـهُ مَثَلًا کَلِمَهً طَیِّبَهً کَشَجَرَ‌هٍ طَیِّبَهٍ أَصْلُهَا ثَابِتٌ وَفَرْ‌عُهَا فِی السَّمَاءِ
آیا ندیدی خدا چگونه مَثَل زده: سخنی پاک که مانند درختی پاک است که ریشه‌اش استوار و شاخه‌اش در آسمان است؟
تُؤْتِی أُکُلَهَا کُلَّ حِینٍ بِإِذْنِ رَ‌بِّهَا وَیَضْرِ‌بُ اللَّـهُ الْأَمْثَالَ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ یَتَذَکَّرُ‌ونَ
میوه‌اش را هر دم به اذن پروردگارش می‌دهد. و خدا مَثَل‌ها را برای مردم می‌زند، شاید که آنان پند گیرند.

ریشه بدحجابی /حجت الاسلام قاسمیان

فکر بلبل همه آن است که گل شد یار

شب ششم محرم ۱۴۳۴ مسجد دانشگاه شریف. حجت الاسلام و المسلمین قاسمیان

اشتراک گذاری مطلب

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است - طراحی شده توسط پارس تمز