در این جهان، همواره برای كسانی كه از خطری بهراسند، خطری وجود خواهد داشت.
خوش آمدید - امروز : دوشنبه ۷ فروردین ۱۳۹۶
خانه » فرهنگ و هنر » چالش های توسعه؛ نمی توانیم با تکنولوژی غرب مقابله کنیم+عکس

اطلاعیه سایت

چالش های توسعه؛ نمی توانیم با تکنولوژی غرب مقابله کنیم+عکس

چالش های توسعه؛ نمی توانیم با تکنولوژی غرب مقابله کنیم+عکس


چالش های توسعه؛ نمی توانیم با تکنولوژی غرب مقابله کنیم


 پروفسور فرید یونس چهره فعال دانشگاهی و اجتماعی افغانی – آمریکایی است که در حال حاضر به عنوان استاد دانشگاه کالیفرنیا به تدریس و پژوهش اشتغال دارد. وی در سال ۱۹۹۸ میلادی دکترای خویش را از دانشگاه سانفرانسیسکو در رشته آموزش های میان فرهنگی و بین الملل اخذ کرد. مطالعات او به خصوص در حوزه هایی چون انسان شناسی فرهنگی، مطالعات اسلامی، فلسفه اسلامی، توسعه انسانی و جامعه شناسی بوده است.

یونس که در حوزه آزادی های زنان و ارتقای جایگاه زنان مسلمان تلاش های زیادی داشته است، از سوی نشریه دانشگاه سانفرانسیسکو به عنوان «صدای رسا و برجسته خلیج کالیفرنیای شمالی» نامیده شد. کتاب ها و نوشتارهایی چون «برابری جنسیتی در اسلام»، «مبانی جامعه شناسی اسلامی» و «فرهنگ اسلامی: مطالعه انسان شناسی فرهنگی» برخی از آثار او هستند. یونس تلاش های نظری و علمی ویژه ای را در زمینه گفتگو و تعامل ادیان داشته است. آنچه در ادامه می خوانید گفتگوی ما با این استاد مسلمان پیرامون منظر اجتماعی اسلام نسبت به توسعه و پیشرفت است.
 

شما به عنوان یک اندیشمند مسلمان که تجربه جهان غرب را به طور کامل دارید، می توانید مفهومی به اسم توسعه را تعریف کنید؟

– اول از همه باید بدانیم که فرهنگ چیست. فرهنگ در نظام اسلام «نمو» است. وقتی از فرهنگ صحبت می کنید یعنی جامعه، افراد یا فرد در حال نمو هستند. مثل درخت که نمو پیدا می کند. وقتی از فرهنگ توسعه در اسلام صحبت می کنیم یعنی هر روز باید خانواده و جامعه نمو داشته باشد. از نظر اخلاقی، معنوی و اقتصادی و سیاسی باید در نمو باشد. اگر فرد در نمو نیست پس او فرهنگ اسلامی ندارد. لذا توسعه و انکشاف در جامعه اسلامی تنها محدود به اقتصاد و تولیدات نیست.

امکان دارد تولیدات زیاد باشد، عمارات و بناهای زیاد ساخته شود ولی فرهنگ مردم در حالت بدوی و بداخلاقی باشد پس می گوییم آن جامعه نمو نکرده است. هیچ جامعه ای بدون آزادی عقل و فکر توسعه پیدا نمی کند. به خاطر اینکه جوهره انسانیت در عقل است، اگر یک نظام اسلامی یا هر نظامی، عقل مردم را کنترل و در اداره داشته باشد، جامعه از نمو می ماند. در ارتباط با نمو و پیشرفت فرهنگ، مدینه را داریم. از مدینه دوران حضرت محمد (ص) صحبت می کنیم. وقتی ایشان به یثرب رفتند، نام آن شهر را مدینه گذاشتند. مدینه یعنی شهر و این یعنی الان شهری شده اید و از حالت قومی و قبیله ای و تبعیض بین زن و مرد و نژاد در آمده اید. توسعه و انکشاف همیشه در یک نظام شهری صورت می گیرد.

خواجه عبدالله انصاری می فرماید: «الهی، آنان را که عقل دادی چه ندادی؟ و آنان را که عقل ندادی، چه دادی؟» لذا در یک نظام شهری برای انکشاف و توسعه باید اول آزادی فکر و عقیده وجود داشته باشد و دوم مسائل مدنی رعایت شود. مدن یعنی تمدن. انسانی که توسعه پیدا می کند در جامعه مدنی است. یعنی نمی توانید جامعه را به پیشرفت و توسعه سوق بدهید اما آزادی عقل نباشد و احکام و قوانین در چهارچوب اخلاق اسلامی و آزادی عمل برای افراد جامعه ساخته نشده باشد.

در این صورت آن توسعه از بین می رود. تمام اساس پیشرفت آزادی، عقل است. انکشاف غرب به دلیل آزادی فکر و عقل است. اینکه ما با آن انکشاف موافق هستیم یا نیستیم، بحث جداگانه ای است و ارزش های برخی را قبول می کند و برخی را قبول نمی کند. مردم باید در چهارچوب قانون بگویند و بنویسند و به این ترتیب نظر خود را برای پیشرفت ارائه کنند. رسول اکرم (ص) می فرماید: «اختلاف نظر، رحمت امت من است.» هر مسلمان حق دارد در مسائل اقتصادی، سیاسی و اجتماعی و هر چیزی که هست نظر بدهد.

اسلام یک سابقه تمدنی بزرگ دارد و چیزی به اسم تمدن اسلامی داریم. آیا این تمدن به معنای توسعه است و اگر هست و اسلام منجر به تمدن و توسعه شده، رابطه اسلام و توسعه را توضیح بدهید. اسلامی که دوران تمدنی را برای ما به بار آورده بود، چطور عقلانیت و آزادی را نیز تامین کرده بود.

– من هیچ گونه مخالفتی با تمدن اسلامی که بر دنیا اثرگذار شده و شروع آن از مدینه بوده و رسول اکرم (ص) و بزرگان اسلام مثل حضرت علی (ع) نقش بسیار بارزی در آن داشتند، ندارم. تمدن اسلامی سه اساس عمده دارد که هیچ تمدنی ندارد. نه یونان و تمدن روم و نه تمدن فارس و مصر. تمدن اسلام بر اساس علم، عبادت و عدالت است. این اساس تمدن اسلام است. پیامبر خدا به یارانش فرمودند اولین چیزی که خدا خلق کرد قلم بود. پس زیربنای دین و فرهنگ و تمدن ما علم است. ما هر چیز را باید با علم و نظر علمی ببینیم. هر موضع زندگی را باید بر اساس علم ببینیم، چه سیاسی، اقتصادی یا اجتماعی.

نمی توانیم بدون علم موفق شویم و توسعه پیدا کنیم. دوم عبادت است و این تنها نماز و روزه گرفتن نیست. خداوند ما را خلق کرده و احتیاجات ما را می فهمد. برای انسان عقل و استعداد و شعور و انرژی را قرار داده و این را در حیوانات قرار نداده است. ما باید با استفاده از اینها، عبادت کنیم. مثلا اگر ازدواج کردید چنانچه به همسرتان لبخند بزنید، عبادت کرده اید. اگر غذا را به خاطر سلامتی بدن تان کم می خورید، شما عبادت کرده اید. اگر علم می آموزید عبادت است و … یعنی هر چه خداوند و رسولش و فقه گفته عمل کنید، این عبادت است.

لذا اساس تمدن اسلامی بر اساس علم و عبادت است. مورد سوم عدالت است. اگر از علم بهره نبرد و از پیامبر و دین و خداوند اطاعت نکنیم، به عدالت اجتماعی سیاسی و اجتماعی و اقتصادی نمی رسیم. سه پایه اساسی تمدن اسلامی همین سه موضوع است، تمدن لجنزاری نیست که همیشه به حالت رکود باشد بلکه همیشه در توسعه و پیشرفت است. پیشرفت اسلام هم نوآوری هایی دارد و پدیده های نویی را در چارچوب اخلاق تجربه می کند.

پیامبر اکرم (ص) می فرماید: «من برای مکارم اخلاق آمده ام.» تمدن اسلامی توسط پیامبر گرامی و امامان و بزرگان دین بنیاد نهاده شد. در تمدن غرب علم هست ولی عبادت نیست و همچنین در دیپلماسی غرب، عدالت و  اخلاق وجود ندارد. ما باید منافع خودمان را در منافع مردم ببینیم. وقتی نتوانیم عدالت و عبادت خدا را داشته باشیم و تنها علم داشته باشیم، می شود جامعه متمدن با انسان وحشی و در تعدادی از کشورهای اسلامی هم متاسفانه این امر درست است.
 

امروزه قرائت های فراوانی از اسلام وجود دارد که این قرائت ها روی دنیا تاثیرگذار می شود، مثلا قرائتی از اسلام به نام داعش داریم، قرائت اسلام اجتماعی را در ترکیه داریم و همه این نگاه ها در توسعه موثر است. به این تقسیم بندی ها چقدر قائل هستید؟

– این طبقات به خصوص در بین نسوان در بی سوادی به سر می برند. اگر به آمار سازمان ملل متحد نگاه کنید، می بینید که زنان مسلمان بی سوادترند. مشکلاتی که امروز در جوامع اسلامی وجود دارد به خاطر این است که تعدادی تندگرا و سخت گرا و لیبرال در جنگ هستند. خود اسلام می گوید در دین غلو نکنید و راه عدالت پیش بگیرید. پس ما نباید در دین غلو یا سختگیری کنیم یا از اعتدال خارج شویم. اسلام دینی اجتماعی سیاسی و خانوادگی است. اسلام در چهارچوب اخلاق و عدالت است.
 
نباید به کسانی که عقیده مرا ندارند، توهین کنم. تجربه من نشان داده که مسلمانان آزادی انسان را نفی می کنند. ما باید از اسلام الگوی محبت اکرام و کرامت و شفقت بسازیم تا دیگران از ما بیاموزند نه اینکه الگوی قهر و غضب و نادرستی بسازیم تا دیگران از ما بیاموزند. نه اینکه الگوی قهر و غضب و نادرستی بسازیم تا ما را قبول کنند. نه این جانب و نه آن جانب، پس اصل اعتدال دین را نباید فراموش کنیم.

شما تجربه زیستی در آمریکا را دارید. تاثیری که جهان مدرنیته و مدرنیزم روی خروجی های اجتماعی و سیاسی و اسلام و مسلمان داشته چیست؟ روبرو شدن مدرنیسم و گفتمان اسلامی چه تاثیری روی خروجی ها داشته است؟

– امروز با کمال تاسف با تکنولوژی غرب نمی توانیم مقابله کنیم و هر چیزی که می آموزیم ابتدا از غرب است. کشورهای اسلامی هم از توسعه مدرنیستی و فرهنگ غرب تاثیر گرفته اند. همه چیز تحت تاثیر قرار گرفته است و این مسئله حادی است. اگر بخواهیم با این موضوع مقابله کنیم، به وسیله قرابت انسانی و اخلاق و مقام انسانی است. وقتی کشورهای اسلامی انسان و عقل او را محدود می کنند، اولین دلیل است برای این که انسان تحت تاثیر فرهنگ های غربی قرار گیرد.

اروپا آزادی انسان را پی گرفت که اسارت نداشته باشد. بر عکس اسلام آمد که ما را از هر گونه اسارت آزاد کند ولی متاسفانه علمای دینی عقل و آزادی های مردم را کنترل می کنند. دولت اسلامی هر جا که باشد، هدفش کنترل و اداره مردم نیست، هدف آن باید برقراری عدالت بین مردم باشد و باید کاری کند که مردم به سمت قانونگرایی سوق داده شوند، چیزی که مدینه زمان پیامبر به وجود آورد. خیلی از حرف ها و منع هایی که در دولت اسلامی وجود دارد در قانون نیامده است، فقط گفته می شود که اگر انجام شود گناه و فحشاست، دولت می تواند قانون بگذارد و بگوید انجام فلان کار مخالف قانون است.

سلب آزادی مردم آنها را بیشتر به فرهنگ غربی متمایل می کند. ما باید اصل قانون داشته باشیم. قرآن رهنماست، قانون نیست، مرجع قانونی است. باید قانون بسازیم. نمی شود که هر کسی یک قرآن دستش بگیرد و مردم را محکوم کند. اگر چیزی می خواهد، ممنوع باشد. باید بر اساس یک قانون عمل شود نه اینکه تنها بگوییم در قرآن آمده است و فقط منع کنیم.

بر اساس نظریه های جهانی وطنی، الان در یک جهان وطن زندگی می کنیم. یک نظام حقوقی در بین الملل داریم و اسلام نیز نظام حقوقی خود را دارد. آیا این باعث نمی شود کشورهای اسلامی نتوانند در فرآیند جهانی شدن و بین المللی شدن جایی داشته باشند؟ این موضوع چطور ممکن است؟

– قرآن، هر زمانه ای که در آن زندگی می کنید را تفسیر می کند. علمای شیعه و سنی نتوانستند این موضوعات را موشکافی کنند. تفاوت زیادی بین حدیث و سنت هست اما علما حدیث و سنت و به جای همدیگر به کار می برند سنت مفید به زمان و مکان است. اما حدیث جهانی است. مثلا آموختن علم بر همه آزاد است ولی سنت هایی که در زمان امامان و پیامبر بود، نمی تواند در جامعه کنونی تعریف شود. مثلا در زمان پیامبر در جنگ، خندق می کندند ولی در زمان حال آیا با وجود هواپیمای بی سرنشین حتی نیاز به کندن خندق هم هست؟

این یک طرف قضیه است. مسئله دیگر اینکه علما می گویند احکام زندگی انسان را تحلیل می کنند. در شرایط زمانی و مکانی تا جایی که عدالت عمومی مطرح باشد و اخلاق مدنی داشته باشیم؛ در تغییر احکام و به روز کردن آنها مشکلی نیست. تمام انباشت های قرآن نسبی است. مثلا اگر توان نفقه، زکات، خمس و … را داشته باشید، می توانید پرداخت کنید ولی اگر نداشته باشید پرداخت نمی کنید.

مسائلی که در قرآن آمده باید درست مطرح شود. مثلا تمام حقوق مدنی که یک مرد دارد، زن هم دارد. فقط به خاطر اینکه بتوانیم با مدرنیته مبارزه کنیم. جهان امروزی جهان تساوی حقوق بین افراد متفاوت است. اگر جامعه اسلامی نتواند تساوی حقوق بین افراد جامعه را تضمین کند، دختر جوان به غرب گرایش پیدا می کند، پسر مسلمان به غرب متمایل می شود. از یک طرف زیر فشار فرهنگی غرب هستیم و دوم اگر اسلام دین عدل و عدالت است پس چرا یک فرد باید از اسلام فرار کند؟ حالا می خواهد زن باشد می خواهد فردی با دین دیگری باشد.

خداوند  در قرآن می گوید «رب العالمین»نگفته «رب المسلمین». اگر نتوانیم قرآن را بر طبق زمان و عصر حاضر تحلیل کنیم، دچار مشکل می شویم. در زمان رسول (ص) که کمونیسم و لیبرالیسم و … نبود و الان چالش های ما با همین هاست. وقتی می توانیم این چالش ها را سرکوب کنیم که با سرکوب نظامی و قهری نباشد. باید مدنی و با دلایل معقول اینها را سرکوب کنیم؛ با تفسیر جدید قرآن. قرآن بارها گفته که تمرکز سرمایه در دست تنها چند نفر ممنوع است و باید بین مردم تقسیم شود. در دین اجباری نیست و ما نمی توانیم دین را تحمیل یا اجبار کنیم. باید دین را با عدالت مطرح کنیم که مسلمان یا غیر مسلمان زیر لوای اسلام قرار بگیرند.
 

سید حسین نصر، راه حل احیای سنت و بازگشت مردم به سنت را مطرح می کند. می خواستم دیدگاه شما را در این باره بدانم.

– ایشان غنیمت بسیار بزرگی در جهان اسلام و افتخار اسلام در جهان هستند اما من با نظر ایشان هم موافق و هم مخالف هستم. سنت مقید به زمان و مکان است. خیلی از سنت های گذشته در زمان حال قابل تطبیق نیست. در زمان پیامبر یک یهودی مرده بود و وقتی داشتند جنازه اش را می بردند حضرت رسول (ص) به احترام او ایستادند. به ایشان گفتند ای رسول خدا، این فرد یهودی است، پیامبر فرمودند مگر یک یهودی انسان نیست؟

درزمان حال ی تعداد سخت گرایان و تندگرایان، از برخی سنت ها سوء استفاده و مردم را به نام دین استثمار می کنند. مثل داعش و مانند آن. حقوق زن و مرد یکسان است، مثلا در قرآن آمده اگر زن از همسرش اطاعت نکرد، اول با او حرف بزنید و اگر به هیچ طریقی گوش نداد، باید جدا شود. ولی اینها از قرآن این را تفسیر کردند که در صورت نافرمانی زن، او را بزنید.

در جامعه امروز شما قبول می کنید دختر شما از شوهرش اطاعت نکند و کتک بخورد؟ در زمانی که همه از تساوی حقوق صحبت می کنند، چطور می توانم به دخترم بگویم که اگر از شوهرت اطاعت نکنی، کتک بخوری؟ باید ببینیم کدام سنت در زمان حال قابل تطبیق است و کدام نیست. تفسیر قرآن باید طبق سنتی که در جامعه تطبیق دارد صورت بگیرد. پس تفسیر «اضربوهن» فقط زدن نیست، طلاق است.

قرآن به آیه نازل شده ولی ما این آیات را به زبان عربی انسانی ترجمه و تفسیر می کنیم. این یک چالش بزرگ است. در صورتی که قرآن یعنی آیه و سمبل و نشانه و راز. چطور می توانیم راز را ترجمه کنیم؟ باید تفسیر شود. پس تفسیر باید طبق سنت پیامبر و حضرت علی (ع) صورت بگیرد تا با جامعه امروز سازگار باشد.
 
اگر بخواهیم با مدرنیته مقابله کنیم و زندگی اسلامی داشته باشیم، باید در تفسیر و انتخاب احادیث و سنت ها دقت کنیم. امکان اینکه در تفسیر احادیث و آیات اشکال وجود داشته باشد هست و این کار دانشمندان و بزرگان است که کدام با جامعه امروز تطبیق دارد و درست است. به خصوص در مورد حقوق زنان. ما مسلمان هستیم و متعهد به قرآن ولی شخصا تفاسیری که هست را اکثرا قبول ندارم چون با جامعه امروز سازگار نیست.

برای اینکه گفتگوی درون دینی و درون اسلامی در مرحله اول یعنی بین گروه های اسلامی و بعد بین ادیان مختلف شکل بگیرد و مسائل حل شود، توصیه شما چیست؟

– من در دوازده گفتگوی بین ادیانی شرکت کرده ام و موقف مسلمانان را تشریح کردم. مهم این است که اتحاد بین شیعه و سنی باید وجود داشته باشد. اینکه امام خمینی آمدند و فرق بین شیعه و سنی را از بین بردند و گفتند که نباید تضاد داشته باشند و سنی و شیعه برادر هستند، خیلی خوب بود. البته گفتار کافی نیست و باید فرهنگ مردم تغییر کند. باید دانشمندان شیعه و سنی یکجا شوند. اگر یک مسئله فقهی را فقط شیعه حل کند که مشکلی نیست، باید آن را قبول کنیم و برعکس.

باید بین شیعه و سنی توافق ایجاد کنیم و بدانیم که پیغمبر و خدا و کتاب ما یکی است. در مسائل فقهی اگر اختلاف نظر داریم، خوب است که باشد ولی ببینیم کدام فقه کار ما را حل می کند. باید تعصبات را کنار بگذاریم. مسلمانان برادر هستند و تبعیضی در مسئله شیعه و سنی نباید باشد. هیچ قومی بر قومی دیگر و هیچ مردی بر زنی و هیچ زنی بر مردی برتری ندارد.

اخبار فرهنگی جدید را با ofoghfun.com دنبال کنید
از بقیه مطالب دیدن فرمایید

اشتراک گذاری مطلب

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است - طراحی شده توسط پارس تمز